اعجاز مولانا در آمريکا !
جمعه، 4 اردیبهشتماه 1383
آزاده عصاران
استيو کامينسکی Steve Kaminski جوان امريکايي است که به تازگی با مولانا آشنا شده و زندگی و اشعارش را دنبال می کند. استيو چند روز پيش از طريق عکس های منصورنصيری از سماع در قونيه که در کارگاه گذاشته شده ، آنقدر به وجد آمد که همه تاريخچه مولانا را با چند شب نخوابيدن و شب زنده داری بررسی کرد و به نکات جالبی در مورد زندگی و عشق مولانا و شمس پی برد. استيو در وبلاگش در مورد اين تجربه جديد نوشته :
کلمه ترکيه هميشه برای من مفهوم معماری زيبای استانبول و مشروبات گازدارمعروف ترکی را داشت و اين بار برای اولين بار مفهوم اين کشور برای من تغيير يافت. قونيه ، شهر کوچکی در ترکيه است که زندگی و مرگ مرد بزرگی را در خود ديده است.
استيو بعد از ارايه شرح کوتاهی از مولانا و زندگی او از دوران خردسالی تا زمانی که شمس را ديد و دگرگون شد ، می نويسد :
مولانا (رومی ) بعد از برخورد با شمس ، رويه زندگی معنوی اش تغيير می کند و شروع به گفتن اشعار بسيار شگفت انگيز عاشقانه می کند . اشعار او فقط فاضلانه نيست . مولانا وحدت ، نزديکی به خداوند و عشق جهانی را با ساده ترين زبان وصف می کند.
استيو با اشاره به زيبايي و رموز سماع درويشان در مسلک مولانا حس خود را از اين مراسم مذهبی که هنوز بعد از سال ها باقی مانده بیان می کند، او می گويد :
به نحوه زندگی خود فکر کنيد .آيا تا به حال توانسته ايد تا اين به حد به حقيقت غايي نزديک شويد؟قدرت عشق واقعی در زندگی شما تا چه حد است؟
استيو سال های نوجوانی و حتی کودکی اش را در کتابخانه ها و بين کتاب های فلسفه و تاريخی گذرانده . او عاشق فرهنگ شرق و خاوردور است و سال های زيادی را هم در کشورهای خاورميانه ودور زندگی کرده تا فرهنگ ، عرفان و زندگی آنها را از نزديک لمس کند. او تا به حال با نام مولانا برخورد نکرده بود و حالا تصميم گرفته ، آنقدر پس انداز کند تا در ارزان ترين هتل های قونيه ، مراسم درويشان را در روز 17 دسامبر امسال از نزديک ببيند. و ما چقدر دوريم از اين گنجينه های عرفانی و ادبی خود ..!
***********
برای من يک افتخار است که اولين نوشته ام در اينجا مربوط به مولانا باشد. نمی دانم چرا ! ولی به نوعی اکثر اولين ها در زندگی ام مربوط به اين عارف و شاعر و به قول استيو " پادشاه " می شود.
به هر حال با کمک و مهر صاحبخانه کارگاه ، من هم به اينجا پيوستم . باشد که بمانيم و کاری در خور از دستمان برآيد .
|